سلام فردا نیوز،گزارش – منیر اضمحالی
مقدمه:بررسی نقش و جایگاه زنان در طول تاریخ، به ویژه در بستر تمدن اسلامی، یکی از ضروریترین مباحث در مطالعات تاریخی، اجتماعی و فرهنگی است. متأسفانه، اغلب روایتهای غالب تاریخی و رسانهای، تصویری تکبعدی و ناقص از مشارکت زنان در سازندگی جوامع اسلامی ارائه دادهاند که موجب شده است ابعاد وسیع و تأثیرگذار حضور آنها در عرصههای مختلف علمی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی نادیده گرفته شود. این مقاله با هدف ارائه یک دیدگاه جامع و تحلیلی، به واکاوی این حضور موفق و تأثیرگذار میپردازد.
این پژوهش ساختار خود را بر مبنای بررسی تطبیقی و تحلیلی در چهار بخش اصلی سازماندهی کرده است: ریشههای تاریخی و میراث فرهنگی، دستاوردهای علمی و دانشگاهی در دوران معاصر، حضور در عرصههای سیاسی و اجتماعی، و نوآوری در فرهنگ، هنر و اقتصاد. هدف نهایی، ترسیم نقش برجسته زن مسلمان ایرانی در ساختاردهی به جهان اسلام در گذشته و حال است.
تاریخ اسلام مملو از زنانی است که نقشهای محوری و تعیینکنندهای در شکلگیری بنیادهای فکری، اجتماعی و سیاسی این تمدن ایفا کردهاند. نادیده گرفتن این میراث، درک عمیق ما از تاریخ اسلامی را مختل میسازد.
بنیانهای اولیه جامعه اسلامی به شدت متأثر از نقشآفرینی زنان برجسته بوده است.
حضرت خدیجه (س): به عنوان اولین ایمان آورنده، بزرگترین حامی اقتصادی، روانی و معنوی پیامبر اکرم (ص) در دشوارترین مقاطع بود. سرمایه و حمایت او نقشی حیاتی در تثبیت اولیه نهضت اسلامی داشت.
حضرت فاطمه زهرا (س): فراتر از جایگاه آسمانی خود، ایشان به عنوان مفسر و راوی حدیث، و الگوی تربیت فرزندان پیشوا، بنیانگذار نسل رهبران فکری جامعه اسلامی محسوب میشوند.
عایشه بنت ابیبکر: یکی از پرنفوذترین راویان احادیث پیامبر (ص) و مرجع علمی در فقه و تفسیر در قرون اولیه اسلامی بود. حجم نقل قولهای او در منابع اولیه، گویای اهمیت جایگاه علمی اوست.
واما
در دوران طلایی تمدن اسلامی، مراکز علمی بزرگ نه تنها پذیرای مردان، بلکه مشوق حضور زنان دانشمند نیز بودند. زنانی چون فاطمه فهریه در قرطبه یا شاهدخت خاتون در بغداد، خود به اساتید برجسته حدیث و فقه تبدیل شدند و اجازهنامه تدریس (اجازه) را به مردان و زنان بسیاری اعطا کردند.
اما در ایران و در دورانهای مختلف، به ویژه در شهرهایی مانند قم و اصفهان، مدارس علمی ویژهای برای زنان وجود داشت یا زنان به طور رسمی در مدارس عمومی حضور یافته و به تدریس میپرداختند. به عنوان مثال، در دوران صفویه، منابع متعددی از زنانی نام میبرند که در حوزه علمیه اصفهان به تدریس اشتغال داشتند.
تاریخ ایران اسلامی، شاهکارهایی از زنان فرهیخته و تأثیرگذار در خود جای داده است،که در عرصه های مختلف و زمینه های متنوع خوش درخشیدند.
بعنوان مثال در دورههایی مانند سلجوقی و صفویه، زنانی چون پروین اعتصامی (در ادبیات) و عالمان زن در فقه و فلسفه، جایگاهی تثبیت شده داشتند.همچنین
زنان در دوران قاجار؛با وجود محدودیتهای بیشتر، شاهد ظهور زنانی چون طاهره قزوینی (قرّهالعین) هستیم که نه تنها در ادبیات، بلکه در عرصه تحولات اجتماعی و فکری آن دوره نقشآفرینی کردند.
البته این نقش آفرینی ها ادامه دارد و تا اینکه منجر به کسب دستاوردهای علمی و دانشگاهی در دوران معاصر شده است.در
دوران پس از انقلاب اسلامی در ایران، شاهد یک جهش بیسابقه در نرخ سوادآموزی و ورود زنان به سطوح عالی آموزش عالی هستیم. پدیدهای که در بسیاری از کشورهای اسلامی نیز به شکلهای مختلف مشاهده میشود.
چرا که با نگاهی به نرخ سوادآموزی و ورود به دانشگاهها در ایران به رقم های قابل تاملی می رسیم.
پس از انقلاب اسلامی، برنامهریزیهای گستردهای برای ریشهکنی بیسوادی و ترویج آموزش همگانی انجام شد که زنان بخش عمدهای از بهرهبرداران این برنامهها بودند.
لازم به ذکر است،در ابتدای انقلاب، نرخ سوادآموزی زنان در مناطق روستایی بسیار پایین بود. امروزه، نرخ سوادآموزی در ایران برای زنان به سطوح بسیار بالایی رسیده است، به طوری که در بسیاری از مناطق شهری، این نرخ نزدیک به ۱۰۰ درصد است.
در حال حاضر، در بسیاری از آزمونهای سراسری ورود به دانشگاه در ایران، تعداد زنان پذیرفته شده در مقاطع کارشناسی و تحصیلات تکمیلی از مردان پیشی گرفته است. این امر نشان دهنده انگیزه قوی برای کسب مدارج علمی است.
برخلاف تصور رایج مبنی بر محدودیت زنان در رشتههای فنی، آمارها نشاندهنده موفقیت قابل توجه زنان در حوزههای علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات (STEM) در ایران و سایر کشورهای منتخب اسلامی هستند.ضمنادر ایران، زنان در رشتههای علوم پایه (مانند شیمی، زیستشناسی و فیزیک) سهم بسیار پررنگی دارند و به طور فزایندهای در رشتههای مهندسی نیز وارد شدهاند. این امر از طریق حمایتهای نهادی و ارتقای فرهنگ ارزشگذاری بر تخصص محقق شده است.
زنان مسلمان در سراسر جهان، از جمله در کشورهای اسلامی، در کسب جوایز علمی و پیشبرد مرزهای دانش،نیز نقشآفرینی کردهاند.
و تعداد فزایندهای از زنان دانشمند ایرانی و از سایر کشورهای اسلامی، برندگان جوایز بینالمللی در رشتههای شیمی، پزشکی و مهندسی شدهاند. این موفقیتها نشان میدهد که ایمان و هویت فرهنگی میتواند مانعی در برابر پیشرفت علمی نباشد، بلکه بستری برای تعادل بین ارزشهای سنتی و مدرن فراهم آورد.
در ادامه نگاهی به حضور زنان ایرانی در عرصههای سیاسی و اجتماعی میندازیم.
مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان در جهان اسلام، دیگر محدود به حوزههای سنتی نیست؛ آنها رهبران فکری، سیاسی و سازماندهندگان اصلی تحولات مدنی هستند.
تاریخ معاصر جهان اسلام مملو از زنانی است که در خط مقدم مبارزات استقلالطلبانه و ملیگرایانه ایستادهاند.بعنوان مثال
در کشورهایی مانند الجزایر، اندونزی و مصر، زنان در طول جنگهای استقلال، نقشهای لجستیکی، اطلاعاتی و حتی رزمی مستقیمی ایفا کردند. فداکاری و سازماندهی آنها در حفظ روحیه ملی بسیار حیاتی بود.و در ایران نیز، زنان پیشگام در جنبش مشروطه و حتی در انقلاب اسلامی، با سازماندهی اعتراضات خیابانی و روشنگری عمومی، نقش مستقیمی در تغییر ساختارهای حکومتی ایفا کردند.
امروزه، حضور زنان در بالاترین سطوح تصمیمگیری در بسیاری از کشورهای اسلامی به یک واقعیت انکارناپذیر تبدیل شده است.
و در کشورهایی مانند مالزی، اندونزی و ایران، تعداد زنان نماینده در پارلمان به صورت پیوسته افزایش یافته است، که این امر تضمین کننده ورود دیدگاه های متفاوتی در قانونگذاری است.
همچنین حضور زنان در جایگاه های وزارتی (مانند وزارت امور خارجه، آموزش و پرورش یا بهداشت) در کشورهایی چون پاکستان، ترکیه و کشورهای عربی خلیج فارس، نشاندهنده پذیرش شایستگی آنها در مدیریتهای کلان است.
زنان مسلمان در سازمان ملل متحد، بانک جهانی و سازمان همکاری اسلامی، به عنوان سفرا، نمایندگان ویژه و کارشناسان ارشد فعالیت میکنند و در شکل دهی به سیاستهای جهانی نقش دارند.ضمنا
زنان در خط مقدم فعالیتهای اجتماعی و توسعه پایدار هم قرار دارند.
بسیاری از سازمانهای مردمنهاد که بر بهداشت، آموزش و توانمندسازی اقتصادی زنان در مناطق محروم متمرکز هستند، توسط زنان مسلمان تأسیس و اداره میشوند. این سازمانها اغلب با هدف پر کردن شکافهای خدماتی دولتها شکل میگیرند.
قابل ذکر است که فعالیتهای مدنی زنان به تدریج منجر به بازنگری در برخی رویههای سنتی و ارتقاء حقوق مدنی در چارچوبهای فرهنگی خود شده است.
در این خصوص گزافه نیست،اگر به نوآوری حضور زنان در فرهنگ، هنر و اقتصاد بپردازیم.
حضور موفق زنان تنها به عرصه سیاست و علم محدود نمیشود؛ آنها نیروی محرکه خلاقیت و نوآوری در بخشهای هنری و اقتصادی نیز هستند.
هنر و ادبیات ابزارهای قدرتمندی برای انتقال ارزشها و بیان هویت هستند و زنان مسلمان و ایرانی در این عرصه بسیار فعالند.
نویسندگان زن در ایران، ترکیه، مصر و لبنان، با خلق آثار پرفروش، به کاوش در مسائل هویت زنانه، مدرنیته، و مسائل اجتماعی پرداختهاند. آثار آنها به طور گسترده در سطح جهان ترجمه و مورد توجه قرار گرفته است.همچنین
کارگردانان زن در سینمای ایران (که به عنوان یک قدرت جهانی در سینمای مستقل شناخته میشود) جوایز بینالمللی متعددی کسب کردهاند. آنها با نگاهی زنانه، روایتهای جدیدی از جامعه ارائه میدهند. این سینماها اغلب با حفظ ملاحظات فرهنگی، توانستهاند مرزهای بینالمللی را درنوردند.میشه گفت؛در
موسیقی و طراحی، در معماری سنتی و مدرن و همچنین در طراحی لباس با هویت اسلامی، زنان طراح با تلفیق زیباییشناسی بومی و نیازهای روز، جایگاه خود را تثبیت کردهاند.
در سالهای اخیر، انقلاب دیجیتال فرصتهای بینظیری برای کارآفرینی زنان فراهم آورده است، به ویژه در کشورهایی که محدودیتهای فیزیکی برای حضور تماموقت در محیط کار سنتی وجود دارد.بخش بزرگی از کسبوکارهای کوچک و متوسط، به ویژه در حوزه صنایع دستی، خدمات آنلاین و تجارت الکترونیک، توسط زنان اداره میشود. این کارآفرینان اغلب با استفاده از پلتفرمهای آنلاین، توانستهاند وابستگی اقتصادی خود را افزایش دهند.در ادامه
به نقش زنان در اقتصاد دیجیتال می توان اشاره کرد،که زنان برنامهنویس، طراح وب و متخصصان بازاریابی دیجیتال در حال شکلدهی به بخش مهمی از اقتصاد دیجیتال در جهان اسلام هستند. به عنوان مثال، استارتاپهایی که توسط زنان در حوزه فینتک (فناوری مالی) و آموزش آنلاین رهبری میشوند، در حال رشد سریع هستند.
این کارآفرینیها نه تنها منجر به درآمدزایی شده است، بلکه به زنان اجازه داده است تا با حفظ ساختار خانواده و ارزشهای فرهنگی، نقش فعالتری در اقتصاد ایفا کنند.در ضمن
زنان به عنوان مصرفکنندگان آگاه و مروجان فرهنگ، نقش مهمی در شکل دهی به سبک زندگی جامعه ایفا میکنند.
و باتوجه به دقت زنان در انتخاب محصولات حلال، محصولات سلامتمحور، و محصولات فرهنگی، تصمیمگیریهای نقش کلیدی زنان پر رنگ تر جلوه می کند و این امر بازارها را به سمت پاسخگویی به این نیازهای فرهنگی سوق میدهد.
و به عنوان مادران و مربیان اصلی، زنان مسئول انتقال ارزشها، دانش و تعهدات اجتماعی به نسل بعدی هستند و این تأثیر، بلندمدت و بنیادی است.
و در پایان:
بررسی چندوجهی حضور زنان در ایران و جهان اسلام، تصویری روشن از یک نیروی فعال، هوشمند و سازنده را ترسیم میکند که در طول تاریخ و در دوران معاصر، توانسته است در سختترین شرایط، نقشهای اساسی خود را ایفا نماید. از نقشآفرینیهای بنیادین در صدر اسلام تا پیشتازی در عرصههای علمی، سیاسی و اقتصادی امروزی، زنان مسلمان به طور مداوم توانایی خود را برای نوآوری و رهبری اثبات کردهاند.
این دستاوردها نشان میدهند که رویکردهای متمرکز بر توانمندسازی زنان، در چارچوبهای فرهنگی و ارزشی اسلامی، نه تنها با توسعه منافاتی ندارد، بلکه میتواند موتور محرکه توسعه پایدار باشد. نادیده گرفتن این ظرفیت عظیم، به معنای نادیده گرفتن نیمی از پتانسیل جامعه است.
پتانسیلهای آینده زنان مسلمان، به ویژه در حوزه فناوریهای نوین، مدیریت دانش و دیپلماسی فرهنگی، بسیار وسیع است. حمایت هدفمند از زنان کارآفرین، اختصاص سهمیههای مناسب در مراکز تصمیمگیری و تسهیل دسترسی به منابع علمی، کلید تحقق این پتانسیلهاست. سرمایهگذاری بر آموزش و توانمندسازی زنان، مستقیماً منجر به تقویت بنیانهای اقتصادی و اجتماعی کل جامعه اسلامی خواهد شد.در نتیجه،
روایت موفقیت زنان در ایران و جهان اسلام، روایتی از استقامت، هوشمندی و تعهد است. این حضور چندوجهی، نویدبخش آیندهای است که در آن، هویت فرهنگی غنی اسلامی به عنوان یک مزیت رقابتی در مسیر پیشرفت و توسعه جهانی عمل خواهد کرد. جهان اسلام به زنان خود برای ساختن فردایی بهتر بیش از هر زمان دیگری نیازمند است.
✍️منیر اضمحالی